لکههای نفتی درسواحل جنوبی قشم و بخشهایی از جزیره هنگام،از سطح دریا به ساحل رسیده و حالا پاکسازی همزمان با نگرانی درباره آسیب به لاکپشتهای دریایی، جنگلهای حرا، آبزیان و معیشت جوامع محلی ادامه دارد؛ در حالی که درباره منشأ دقیق آلودگی هنوز روایت واحدی وجود ندارد.
ساحل جنوبی قشم این روزها تصویری متفاوت ازهمیشه دارد؛جایی که لکههای تیره نفت روی آب و ماسه نشسته و بخشی از سواحل سوزا، شیب دراز و نقاشه و همچنین مناطقی از جزیره هنگام را درگیر کرده است. برآوردهای اولیه محیط زیست از آلودگی حدود ۳.۲ هکتار ازسواحل حکایت دارد و در برخی نقاط، نفت تا عمق ۱۰ تا ۲۰ سانتی متری بستر نفوذ کرده است.
مسئله اما فقط لکه های باقی مانده روی ساحل نیست؛ چرا که به گفته مسئولان، در مقاطعی آلودگی تازه از سمت دریا وارد مناطق پاکسازی شده، شده و روند پاکسازی را با دشواری روبه رو کرده است.
این حادثه در منطقه ای رخ داده که از نظر اکولوژیک و اقتصادی اهمیت بالایی دارد؛ قشم و هنگام تنها مقصد گردشگری نیستند، بلکه مجموعه ای از زیستگاههای حساس دریایی و ساحلی، از جنگلهای حرا گرفته تا محل تخم گذاری لاک پشتهای دریایی، در اطراف آنها قرار دارد. به همین دلیل، پرسش درباره منشأ آلودگی تنها یک سؤال فنی نیست؛ پاسخ آن تعیین میکند چه نهادی مسئول مهار، جبران خسارت و پیشگیری از تکرار حادثه باشد.
معمای منشأ آلودگی؛ از «مبدأ دریایی» تا فرضیه حادثه کشتی
امید صدیقی، مدیرکل آلودگی دریایی سازمان حفاظت محیط زیست، درباره منشأ آلودگی اعلام کرده است که نفت از سمت دریا وارد شده و سواحل جنوبی قشم و بخشهایی از شمال شرق هنگام را درگیر کرده است. او تأکید کرده که منشأ آلودگی هنوز به صورت قطعی مشخص نشده، اما بررسیها نشان میدهد آلودگی از تأسیسات نفتی ایران در قشم سرچشمه نگرفته است.
در مقابل، حمید بورد، معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، نیز ارتباط این آلودگی با تأسیسات نفتی قشم را رد کرده و گفته است تأسیسات این شرکت در قشم محدود و در مقطع مورد اشاره به دلیل تعمیرات تعطیل بودهاند. به گفته او، اگر آلودگی منشأ نفتی داشته باشد، مسیر عبور شناورها و نفتکشها باید در بررسیهای کارشناسی مورد توجه قرار گیرد.
با این حال، دادههای ماهواره ای و گزارشهای منابع خارجی، فرضیه دیگری را مطرح کردهاند؛دانشگاه سازمان ملل در گزارشی که بر پایه تصاویر ماهوارهای تهیه شده، گسترش لکههای نفتی در آبهای نزدیک قشم و هنگام را ثبت کرده است؛ همزمان، رویترز به نقل از کارشناسان رصد ماهواره ای و دریایی گزارش داده که لکه نزدیک قشم احتمالاً با نشت سوخت از کشتی «Minoan Pioneer» مرتبط است؛ کشتیای که در سوم اوت در نزدیکی سواحل عمان مورد اصابت قرار گرفت. با این حال، رویترز تصریح کرده که علت این لکه را به طور مستقل تأیید نکرده است.
در همین چارچوب، TankerTrackers نیز با تحلیل مسیر حرکت لکه نفتی، احتمال داده است که آلودگی پس از حادثه برای این کشتی از مسیر تنگه هرمز به سمت قشم حرکت کرده باشد. این ادعا از سوی مقامهای ایرانی به عنوان نتیجه نهایی تحقیقات تأیید نشده است؛بنابراین، در شرایط فعلی باید میان «شواهد ماهوارهای و فرضیههای کارشناسی» و «نتیجه رسمی تحقیقات» تفاوت گذاشت.
کاظم غریب آبادی، معاون حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه، پیشتر آلودگی قشم را ناشی از آنچه «تجاوز نظامی خارجی» خوانده، دانسته بود. از سوی دیگر، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، گفته بود شواهد اولیه یک کشتی فلهبر خارجی را به عنوان منشأ نشان میدهد.
بنابراین هنوز مهمترین حلقه این پرونده، یعنی انتساب قطعی آلودگی به یک منبع مشخص، تکمیل نشده است؛ موضوعی که برای تعیین مسئولیت حقوقی و مطالبه خسارت اهمیت اساسی دارد.
پاکسازی آغاز شده، اما نفت دوباره برمیگردد
سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرده است که عملیات پاکسازی با مشارکت دستگاههای مختلف، جوامع محلی و منطقه آزاد قشم انجام میشود. به گفته صدیقی، لکههای نفتی روی آب با تجهیزات و مواد جاذب کنترل شده و نفت رسیده به ساحل نیز با استفاده از ماشینآلات و سپس به شکل دستی جمعآوری میشود.
پدهای جاذب و مواد آلوده جمعآوری شده نیز برای مدیریت و دفع اصولی به محل مدیریت پسماند منتقل میشوند. علاوه بر این، یک شناور مقابله با آلودگی نفتی به منطقه اعزام شده و شناور تخصصی «دریاپاک» نیز برای جمعآوری نفت و انتقال آن به مخازن در مسیر منطقه قرار گرفته است.
این اقدامات ضروری اند، اما تجربه جهانی نشان میدهد پاکسازی نفت از دریا و ساحل کاری بسیار پیچیده است. برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد تأکید میکند که هرچه نفت بیشتر در محیط باقی بماند، عملیات پاکسازی دشوارتر میشود و هیچ روش واحدی قادر به حذف کامل آلودگی نیست. در برخی شرایط، حتی عملیات مکانیکی تنها بخشی از نفت را جمعآوری میکند و بازسازی طبیعی اکوسیستم ممکن است سالها یا حتی دههها زمان ببرد.
ازهمین منظر، ورود دوباره لکه نفتی از دریا به سواحلی که یک بار پاکسازی شدهاند، زنگ خطری جدی است؛ زیرا تا زمانی که منبع آلودگی درآب شناسایی و مهار نشود، پاکسازی ساحل به نوعی مبارزه با معلول تبدیل خواهد شد.
تهدیدی برای لاکپشتها و حرا
یکی از مهم ترین نگرانیها درباره آلودگی نفتی قشم، آسیب به زیستگاههای حساس است؛ سواحل جنوبی قشم به ویژه در محدوده شیب دراز، زیستگاه مهم لاک پشتهای دریایی است و مسئولان محیط زیست اعلام کردهاند که پایش این مناطق به شکل مستمر انجام میشود.
صدیقی گفته است در صورت آلوده شدن لاکپشتها، اقدامات لازم برای خارج کردن آنها از منطقه آلوده، شست وشو و انتقال به آبهای سالم انجام خواهد شد؛اهمیت این اقدام زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم آلودگی نفتی میتواند برای لاکپشتها از چند مسیر خطرناک باشد: تماس با پوست، آسیب به چشم و دستگاه تنفسی، خوردن غذای آلوده و همچنین آلودگی محل تخم گذاری و نوزادان.
براساس گزارش برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد، نفت میتواند از طریق تماس فیزیکی و سمیت شیمیایی به حیات وحش آسیب بزند و لاک پشتهای دریایی، پرندگان، پستانداران دریایی و ماهیها از گونههای آسیب پذیر در برابر چنین حوادثی هستند.
جنگلهای حرا نیز نگرانی دیگری هستند؛این زیست بومها فقط مجموعه ای از درختان ساحلی نیستند؛ حرا محل تغذیه و پرورش بسیاری از آبزیان و پناهگاه گونههای مختلف جانوری است و در حفاظت ساحل در برابر فرسایش و طوفان نیز نقش دارد؛ سازمان ملل متحد تأکید میکند که جنگلهای حرا زیستگاه بیش از ۱۵۳۳ گونه هستند و برای بسیاری از ماهیهای اقتصادی نقش زیستگاه پرورشگاهی دارند.
نفت در صورت نفوذ به ریشههای حرا میتواند تبادل طبیعی آب و اکسیژن را مختل و به مرگ پوشش گیاهی منجر شود. در مورد قشم، هرچند بخش درگیر حرا محدود گزارش شده، اما همین میزان نیز به دلیل حساسیت اکوسیستم، نیازمند پایش و پاکسازی دقیق است.
از ماهی و دلفین تا سفره مردم
پیامد آلودگی نفتی فقط به جانورانی که مستقیماً با لکه نفت تماس دارند محدود نمیشود. نفت میتواند وارد زنجیره غذایی شود و با جذب شدن در بدن ماهیها و دیگر آبزیان، سلامت اکوسیستم و در نهایت سلامت انسان را تحت تأثیر قرار دهد.
UNEP (برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد) اعلام کرده است که ماهیها میتوانند ترکیبات نفتی محلول در آب را از طریق آبشش جذب کنند و این آلایندهها در اندامهایی مانند کبد، معده و کیسه صفرا تجمع پیدا کنند. حتی در مواردی که آلودگی به مرگ آبزی منجر نشود، ممکن است برای مدتی مصرف آنها برای انسان مناسب نباشد.
برای جوامع ساحلی قشم و هنگام، این مسئله یک تهدید اقتصادی نیز محسوب میشود. ماهیگیری، صیادی، گردشگری و فعالیتهای وابسته به دریا مستقیماً به کیفیت آب و سلامت ساحل وابسته اند؛ کاهش صید یا محدود شدن فعالیتهای دریایی، افت گردشگر و آسیب به تجهیزات و شناورها میتواند هزینه ای فراتر از رقم عملیات پاکسازی بر دوش منطقه بگذارد.
UNEP نیز تأکید دارد که نشت نفت میتواند همزمان به زیستگاههای ساحلی، حیات وحش، ماهیگیری، گردشگری و فعالیتهای تفریحی آسیب بزند و در صورت گستردگی حادثه، آثار اقتصادی آن از هزینه مستقیم پاکسازی فراتر رود.
هشدار بینالمللی؛ خلیج فارس فقط یک ساحل نیست
در همین بین نگاه نهادهای بینالمللی هم به آلودگیهای نفتی روشن است؛ دریا مرز سیاسی نمیشناسد. جریانهای دریایی میتوانند یک لکه نفتی را از یک کشور به ساحل کشور دیگر منتقل کنند و به همین دلیل، پاسخ به چنین حوادثی نیازمند همکاری منطقه ای و بینالمللی است.
دانشگاه سازمان ملل در بررسی اخیر خود، تصاویر ماهوارهای را ابزاری مهم برای تعیین وسعت لکهها و رصد پیامدهای زیست محیطی حوادث نفتی در اطراف تنگه هرمز دانسته است.این نهاد هشدار داده که درگیریهای منطقه ای، ارزیابی و واکنش به آلودگیهای نفتی را دشوارتر کرده و جوامع ساحلی و زیست بوم های حساس را در معرض خطر قرار دادهاند.
سازمان بینالمللی دریانوردی نیز در بررسی حوادث نفتی منطقه تأکید کرده که میزان خسارت به مقدار نفت، ویژگیهای شیمیایی آن، شرایط آب وهوایی و جریانهای دریایی وابسته است و برای مدیریت حادثه باید از مدل سازی مسیر حرکت لکه نفتی و برنامههای اضطراری استفاده کرد.
در واقع، تجربه جهانی نشان میدهد مقابله مؤثر با آلودگی نفتی سه مرحله دارد: نخست، شناسایی سریع و دقیق منبع؛ دوم، مهار و جمعآوری نفت دردریا پیش از رسیدن آن به ساحل؛ و سوم، پایش بلندمدت اکوسیستم پس از پاکسازی.
جنوب کشور به نقشه راه دائمی نیاز دارد
آنچه در قشم و هنگام رخ داده، حتی اگر سطح آلودگی در مقایسه با برخی فاجعههای بزرگ نفتی جهان محدود به نظر برسد، یک هشدار جدی برای جنوب ایران است. این منطقه در مجاورت یکی از پرترددترین مسیرهای انرژی جهان قرار دارد و همزمان مجموعه ای از اکوسیستمهای شکننده را در خود جای داده است.
بنابراین مسئله فقط پاک کردن نفت از چند کیلومتر ساحل نیست؛ لازم است منشأ آلودگی با نمونه برداری آزمایشگاهی، ردیابی ماهوارهای و بررسی مسیر شناورها به طور قطعی مشخص شود؛ سپس مناطق آلوده از نظر خاک، آب، رسوبات، ماهیها و پوشش گیاهی به صورت دورهای پایش شوند.
همچنین تجربه اخیر نشان میدهد تجهیزات مقابله با آلودگی باید در نزدیک ترین نقاط به مناطق پرخطر مستقر باشند و شناورهای تخصصی، بومهای مهارکننده، اسکیمرها و مواد جاذب در کوتاه ترین زمان به محل حادثه برسند. استفاده از تصاویر ماهوارهای نیز باید از یک ابزار موردی به بخشی از سامانه دائمی پایش خلیج فارس و دریای عمان تبدیل شود؛ ایران پیش از این نیز برنامههایی برای استفاده از فناوریهای ماهوارهای و راداری در پایش آلودگیهای نفتی داشته است.
در نهایت، آلودگی نفتی قشم و هنگام را نباید صرفاً یک لکه سیاه روی ماسهها دید. پشت این لکه، زیستگاه لاکپشتها، ریشه های حرا، ذخایر آبزیان، اقتصاد صیادان و آینده گردشگری منطقه قرار دارد.
عملیات پاکسازی ضروری است، اما مهمتر از آن، پیدا کردن منبع آلودگی و جلوگیری از ورود دوباره نفت به دریاست؛ تا زمانی که این حلقه تکمیل نشود، هربار که ساحل پاک میشود،دریا میتواند دوباره همان لکه سیاه را به ساحل بازگرداند.





نظر شما